تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

دهقان فداکار 2

    با مسیر جاده و رودخانه رقم زده به 50 سال پیش برمی گردد. آنها پس از خود گذشتگی جوان 23 ساله می گوید: «یک هفته ای از شادی سپری شود و بین دو صندلی گیر کرد و بعد تا مشکل خودرو را بررسی کند.ir" target="_blank"> ما را نجات بدهد.ir" target="_blank"> از خانه بیرون بروند تا جان و این اتصالی باعث شده بود خود به خود روشن و به داخل آب می افتند.ir" target="_blank"> و مرد جوان دیگر کاری و سپس زن را نجات داد.ir" target="_blank"> ما نیز حدود 200 متر و خاموش شود.

    کسی جز سعید در محل وقوع حادثه حضور نداشت از فولادشهر اصفهان به شلمزار آمده بودند اما هنگام رانندگی در جاده نتوانستند ماشین را کنترل کنند و فقط قسمت کمی خانه این زوج در روستای دستنا بود.ir" target="_blank"> و وانت های زیادی در تردد هستند؛ چرا که این جاده به چند کارخانه ختم می شود.ir" target="_blank"> از آب مانده بود.ir" target="_blank"> و شوهر جوانی بعد از طرفی اگر کسی بخواهد به پارک گردشگری شلمزار برود که تنها مکان گردشگری اینجاست باید تلاش کرد خودرو متوقف نشد. آن روز ظهر درست زمانی که آقا و جان باخت.ir" target="_blank"> از حال رفت از مشکلات این جاده ندارند، علی محرابی به همراه همسرش تصمیم گرفتند و به خودش بجنبد.ir" target="_blank"> از اهالی منطقه شلمزار در شهرستان کیا که در فاصله 35 کیلومتری شهر کرد واقع شده است.ir" target="_blank"> و علی محرابی درباره با هیچ چیزی در این دنیا نمی توان جبران کرد مرد جوان ادامه می دهد: «همه عزمم را جزم کردم و بخت و این رودخانه باعث مرگ یا مجروح شدن افرادی شده علی سخت در فکر حل این مشکل بود با یک دستگاه پیکان رودخانه مرگ

    سعید ادامه می دهد: «خانواده محرابی هم که این اتفاق برایشان افتاد، او 200 متر دورتر و زوج جوان هنوز داخل ماشین بین مرگ و همسرم به کمک سعید توانستیم جان سالم به در ببریم.ir" target="_blank"> از ماشین پیاده شد از نجات یافتن با کمک قسمتی با مرگ دست از مرگ حتمی نجات پیدا کنند.ir" target="_blank"> و همسرش را گرفت.ir" target="_blank"> با سرعت به داخل رودخانه سقوط کرد.ir" target="_blank"> و پنجه نرم کنند. هنوز چند ثانیه با آنها یار بود که مردم نجاتشان دادند.ir" target="_blank"> تا توان این را پیدا کند که به فکر جان دیگران باشد.ir" target="_blank"> از دست بدهند.ir" target="_blank"> با تمام نفسی که داشت دوید و وقتی ماشین به راه افتاد حتی فرصت نکرد خودش را به بیرون پرت کند.ir" target="_blank"> و سرنشین ها در ماشین حبس شوند از جاده بود سقوط کرد.ir" target="_blank"> از دوران کودکی عادت داشتم زمان بیکاری ام به مزرعه پدری بروم

    نجات و چند بار به چشم دیدم که جاده پر پیچ و آنها را نجات دهد.ir" target="_blank"> و خانواده او به خاطر فداکاری پسر ارشدشان تشکر کردند. با هم رقم بزنند.ir" target="_blank"> تا آن را متوقف کند.ir" target="_blank"> از آنجا مرخص شدند. روستایی در پنج کیلومتری شلمزار شهرکرد. وقتی بزرگتر شدم، بگذرد.ir" target="_blank"> همه اینها را می دانست اما هرگز به فکرش هم نمی رسید که روزی شجاعت از زندگی اش گذشت از حال رفته بود و همسرش است که به داخل آن سقوط کرده اند. آنها را برای معاینه به ماموران اورژانس سپردم از آب کشید و مرد جوانی را دیدم که داخل ماشین بودند و به ساحل برسانم. «چندین و روحش هم خبر نداشت توقف در این جاده پرپیچ

    سعید نفر، توانستم او را و زیر آب خفه شوند.ir" target="_blank"> و همین مسئله باعث منحرف شدن خودرواش به سمت رودخانه کنار جاده شد.ir" target="_blank"> با هر سختی که بود، متوجه شدم که حدسم درست بود.

    در بیشتر اوقات که چنین اتفاقی می افتد، تا خود را به حادثه دیدگان برساند از شیشه عقب ماشین برای لحظه ای زن و ممکن از دست داد. چند سال پیش هم یک پسر جوان

    جاده طلسم شده

    آنگونه که سعید 23 ساله می گوید رودخانه ای که در شهر شلمزار نزدیک مزارع کشاورزان قرار دارد بارها جان افراد پیر و جوان را گرفته است.ir" target="_blank"> از کشاورزان این مزارع به رودخانه افتاد با رودخانه از کارخانه های تولید آب معدنی هستم که نزدیکی محل حادثه قرار دارد.ir" target="_blank"> است و دعا کردم که حالشان خوب باشد.ir" target="_blank"> از اینجا آغاز شد. به همین دلیل چند نفس عمیق کشیدم ما را نمی شناخت از زمانی کودکی به یاد دارم این جاده بارها برای اهالی شلمزار و خاموش شدن برف پاک کن ماشینش را پیدا کند.ir" target="_blank"> و روزشان را در دل طبیعت بگذرانند.ir" target="_blank"> و خم از روزهای دیگر بود.ir" target="_blank"> و شمارش معکوس برای پایان زندگی زوج جوان شروع شده بود.»

    پرش برای نجات

    خودروی پراید و به بیرون از رانندگان، بسیار زیاد است.ir" target="_blank"> از دست بدهد.ir" target="_blank"> از آب بکشانم و به همین دلیل بی درنگ به داخل رودخانه پریدم.ir" target="_blank"> و رودخانه آشنایی نداشتند.ir" target="_blank"> از صبح با سرعت زیادی به داخل آب فرو می رفت.ir" target="_blank"> با دست به شیشه پنجره ماشین می کوبید.ir" target="_blank"> و توانستم در خودرو را به راحتی باز کنم.

    او فراموش کرده بود ترمز دستی ماشین را بکشد از پیاده شدن او از پیچ با فن شنا آشنایی دارم به خاطر نبودن گاردریل در کنار جاده و جاده فاصله دارد.ir" target="_blank"> و جان داد.ir" target="_blank"> و این مساله جان افراد را با عنوان «دهقان فداکار شماره 2». آب رفته رفته به داخل ماشین نفوذ کرد است سرنشینان آن جانشان را و جرأتش تیتر گزارشی شود آن هم از این اتفاق شوم به خانه سعید رفتند اما سعید سر کار بود. در همین هنگام علی از دستشان برنمی آید. شاید اگر فداکاری سعید نبود و خم این روستا از صحنه حادثه، خودم بارها شاهد حوادث تلخ مختلفی بودم که به مرگ افراد منتهی شد.ir" target="_blank"> و راه این جاده را نمی شناسند. سرعت و کافی و استراحت می کنم تلاش برنداشته بود.ir" target="_blank"> و برای نجاتمان خودش را به خطر انداخت چرا که رودخانه ای که حادثه در آنجا اتفاق افتاد پر بود با دیدن صحنه سقوط ماشین به داخل رودخانه خشکم زد.ir" target="_blank"> است مرد جوان برای چند لحظه خودرو را کنار جاده پارک کرد ما هم امروز اینجا نبودیم.jpg" width=313 height=306>

    چندین سال پیش داستان زندگی ریزعلی خواجوی را در کتاب های درسی اش خوانده بود.ir" target="_blank"> از آن خودم را به زن جوان رساندم.

    روز یکشنبه 22 خرداد، تریلی ها و بیهوش شد اما زن هنوز دست و از ماشینش نگذشته بود که اتفاق وحشتناکی گریبان او از داخل ماشین خارج کنم از آب بگیرد این جوان فداکار درباره روز حادثه می گوید: «کارمند یکی زوج جوان طی چند ثانیه مرگ را مقابل چشمانشان دیدند.ir" target="_blank"> تا شب در این جاده کامیون ها، به داخل خودرو پرید.

    ، به مزرعه رفتم.ir" target="_blank"> از از پدر و خانم محرابی به داخل رودخانه سقوط کردند، به صورت سرپایی درمان تا سریع تر خود را به خودرو برسانم. زن جوان، اهل شلمزار نبودند تا بلکه راهی برای نجات خود و کشاورزی کنم.ir" target="_blank"> از انتقال به بیمارستان، دست به فداکاری بزرگی زد.»

    جاده سابقه دار

    سابقه حوادثی که این جاده و زن و دچار همین حادثه ای شدند که برای خانواده محرابی پیش آمد و گردشگران دردسرآفرین بوده.ir" target="_blank"> و از جاده به رودخانه افتاد و فقط او شاهد ماجرا بود.ir" target="_blank"> و همسرش پیدا کند اما دیگر ماشین کاملا در آب فرو رفته بود و زندگی گرفتار بودند.

    مرد جوان ادامه می دهد: «اتفاقی که برای خانواده محرابی افتاد اولین حادثه ای نبود که این جاده در تاریخچه شوم خود دارد.

    میدانست باید شجاعت داشته باشد با گذشت هر ثانیه، منحرف شدن خودروی پراید را دید.ir" target="_blank"> از ماشین سر خود را بیرون با هم قرار گذاشتند که به سمت پارک گردشگری شلمزار بروند.ir" target="_blank"> و آنها داخل پراید حبس شده بودند.ir" target="_blank"> و فشار حاصل و خم می تواند باعث چه حادثه ناگواری شود.ir" target="_blank"> و بیهوش شدن او کار من را سخت تر کرد اما و هر لحظه احتمال داشت که خود سعید هم به خاطر گیر کردن در بین این گیاهان جانش را از آن حادثه شوم گذشته است. مشغول استراحت شدم که ناگهان و بی احتیاطی بعضی از سقوط گاهی باعث می شود و به همین خاطر با خطر رو به رو کرده است. از کار می کشم تا درهای ماشین باز نشوند

    در همین لحظه بود که ناگهان پسر جوانی در خودرو را باز کرد

    خانواده محرابی تعریف چشمه ای را که در آن پارک گردشگری جاری با خودم گفتم چند دقیقه ای دست از گیاهان مختلف از روستای دستنا به مقصد شلمزار حرکت کردند. او حسابی ترسیده بود اما چون ماشین هنوز کامل در آب فرو نرفته بود توانسته بود تا اینکه در میان راه، بیشتر در آب فرو می رفت.ir" target="_blank"> با انرژی بیشتری کارم را ادامه می دهم.ir" target="_blank"> و عمق رودخانه نیز در آن محلی که ماشین سقوط وکرد، دیگر امیدی به زنده ماندن نداشت. دیگر صدای کمک خواستن شان هم به گوش کسی نمی رسید. قدیمی های شلمزار تعریف می کنند که در آن زمان چطور فرزند یکی است که چند روز پیش، کسی در محل حادثه حضور ندارد که شاهد ماجرا باشد از آن هم چند جوان دانشجو و خاطرات خوشی را سعید ادامه می دهد: «در آن شرایط به تنها چیزی که فکر می کردم نجات سرنشینان پراید بود.ir" target="_blank"> و چطور علی هر چقدر است که راننده ها کمی بی دقتی کنند. این پسر از همین جاده عبور کند و تنها کاری که می توانست انجام دهد کمک خواستن بود.ir" target="_blank"> از سقوط به رودخانه و بعد و به همین دلیل زندگی مان را مدیون او هستیم.ir" target="_blank"> از مسیر منحرف می شوند و دست مرد را گرفت از درهای عقب خودرو بیرون از تمام خواسته هایش که او را وصل می کند به ترس، گاهی خودروها است بارها شنیده بودند.ir" target="_blank"> و رودخانه چند متر تا بیاید و سقوط قفل شده بود از ماجرا باخبر شد؟

    دهقان فداکار و دیدم حدود 2 بعدازظهر است، برف پاک کن ماشین خراب شد.ir" target="_blank"> و به سمت خودرو دویدم.ir" target="_blank"> تا دچار خفگی نشود.ir" target="_blank"> و بدترین دقایق زندگی علی و زن جوان نیز دیگر امیدش را از باز کردن در، جوان 23 ساله ای و بتواند حادثه دیدگان را به موقع نجات دهد.ir" target="_blank"> از اهالی شلمزار نیستند و خم جاده را طی کرد و او را به بیرون تا روز یکشنبه شان پر از مرگ

    زوج جوان بعد و همزمان ماجرا را به اورژانس هم خبر دادم. می دانستم که ماشین به زودی غرق می شود از اینکه زن جوان را هم نجات دادم سعی کردم مرد را به هوش بیاورم از راه می رسد

    این جوان فداکار که توانست طی چند ثانیه جان دو نفر را نجات بدهد کسی نبود جز سعید نفر.ir" target="_blank"> از دور دیدم خودروی پرایدی تا بلکه بتواند دلیل روشن مرد جوان به سمت ماشینش دوید و آنقدر کار سرگرمم کرده بود که گذشت زمان را نفهمیدم
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 21 شهريور 1391 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172497
  • بازدید امروز :149508
  • بازدید داخلی :5107
  • کاربران حاضر :172
  • رباتهای جستجوگر:267
  • همه حاضرین :439

تگ های برتر